حقیقت و زیبایی

برای زیبایی مردم-

اما هنوز در گور جای نگرفته،

کسی که برای حقیقت مرده بود

در غرفه مجاورم جاگرفت

 

آهسته پرسید: از چه ناکام شدی?

گفتمش: برای زیبایی

گفت: من خود برای راستی-

این دو یگانه اند- ما برادریم

 

پس چون خویشانی که شبی به هم برسند،

از میان غرفه هامان با هم سخن گفتیم

چندان که خزه به لبهایمان رسید

و نامهای ما را فروپوشید

 

امیلی دیکنسون

ترجمه سعید سعیدپور

/ 1 نظر / 11 بازدید
ا. ش.

عجب عنوان جذابی! حقیقت و زیبایی... عالی است داشتم فکر می‌کردم این حضرت سلام خیلی حرف‌های تازه دارد که مشتاقان را شیفته خواهد کرد. پس چرا از ما دریغ می‌کنید؟