وزارت فرهنگ

هر چه در دوران تاریخ وزارت فرهنگ به عقب برمیگردیم اشخاص صاحب ذوق و معرفت بیشتر میبینیم. محمدعلی فروغی، ملک الشعرای بهار، محمد تدین، قاسم غنی، دکتر حسابی، پرویز ناتل خانلری... را میبینیم که در صدر کار قرا داشتند. پیش خودم فکر میکنم مثلا اگر بزرگانی چون  شفیعی کدکنی یا حسین الهی قمشه ای یا ابراهیمی دینانی وزارت فرهنگ (آموزش و پرورش) را بعهده بگیرند چه میشود? 

وقتی مقدمه وزیر فرهنگ رضاشاه را بر کتاب اخلاق ناصری چاپ 1320 خواندم (که در دبیرستان تدریس میشد) از ذوق و معرفتی که در نگاه به جامعه جوان داشتند احساس قدردانی عمیق و در کنارش حسرتی بزرگ در خود نسبت به نگاه سیاستزده دوران فعلی به من دست داد.

وقتی صحبت از ادبیات کهن به میان می آید جوانان ما تنها ان را نادیده نمی گیرند بلکه در برابرش موضع میگیرند و این علاوه بر اینکه مایه تاسف عمیق است، نشانی است از فقدان صاحب منصبان صاحب ذوق و معرفت.

بخشی از مقدمه کتاب اخلاق ناصری دارای اشارات بسیار مهم و اهداف عالی است و البته خود کتاب نثری دشوار دارد (برای یک دانش آموز دبیرستانی که بسیار دشوار است در دوران کنونی) را اینجا مینویسم:

شک نیست که جوانانی که در دبیرستانها دانش و فرهنگ می اموزند باید از ادبیات فارسی به قدر کفایت آگاه شوند...

از این امر دو فایده بزرگ منظور است. نخست اینکه از آشنا شدن با زبان و بیان سخن سرایان بزرگ رموز زبان فارسی را بخوبی در میابند و شیوه نگارش را فرا میگیرند و اگر این اوقات نویسندگان بلندپایه در میان ایرانیان کم دیده میشوند از آن است که این اواخر از این کار غفلت ورزیده اند.

فایده دوم آن است که آثار سخنگویان بزرگ البته از معانی و نکات اخلاقی و حکمتی و عرفانی و علمی و ذوقی خالی نیست و بنابراین موانست با آنها سبب تربیت اخلاقی و وسعت ذهن و قوت فکر و سلامت ذوق می شود و برای هرکس سرمایه گرانبهایی از ادب و فرهنگ فراهم می سازد.

تربیت اخلاقی، وسعت ذهن، قوت فکر و سلامت ذوق، این هدف یک وزیر از تربیت یک دانش آموز است... وقتی نگاه ادبیات جدید ما کمتر به این نکات معطوف است از سیاسیون چه انتطار میرود?

/ 3 نظر / 12 بازدید
ا. ش.

این اخلاق ناصری کتاب فوق العاده ای است و در لیست من در نوبت برای مطالعه اش.

ن.ش.

[گل]

مسعود راستی

سلام بر دوست پربار و کم کار . من یادم هست که در شهر ما ( و لابد در همه شهرها ) رئیس فرهنگ که همان آموزش و پرورش باشد مقام دوم شهر بود و البته شخصیت اصلی . غیر از آنچه فرمودید چقدر به رسم الخط دانش آموزان اهمیت می دادند . نسل قبل از ما غالباَ خوش خط بودند , اگر بگردید خواهید دید. من این روزها معلم قدیمم را پیدا کرده ام و چه قدر خوشحالم . سپاس .